روزهای پاییزی
سلام قلب مامان خدا رو شکر شما تو این چند وقته حالت خیلی خیلی بهتر شده مارو هم از نگرانی در آوردی گلم مرسی از اینکه باهام همکاری کردی و داروهاتو سر وقت خوردی البته بگذریم که گاهی از بس که دارو میخوردی بدت می اومد و منم باید تموم خونه رو دنبالت میدوییدم تا بهت داروتو بدم ولی بقول دوست وبلاگیمون ،مامان کیان کوچولو این نیز بگذرد وگذشت (خدارو شکر) نازنازی مامان حالا میخوام چندتا از شیرین زبونی هاتو برات بگم چند وقت پیش بابا امیر تصمیم گرفت ماشینشو عوض کنه و جدیدتر بگیره. یه شب که خونه آقاجون بودیم عمو آرمین خواست یه کمی سربه سرت بذارهو باهات شوخی کنه بهت گفت که محمدطاها دیدی بابا ماشینتونو فروخت دیگه شما ماشین...
نویسنده :
مامان مرجان
17:49









